
باید برای داشتنت میدویدمزمین میخوردمبلند میشدم و ادامه میدادم.باید برای داشتنت قید زمین و زمانو میزدم.اما خواستم برات بنویسمبرای داشتنت قید خندهایم را زدمیه دختر وقتی چشمهایش نمیخنددیعنی روزگارش خوب ...
ادامه مطلب
خواستن همیشه توانستن نیست.. من تو را خواستم ؛توانستم؟ لب داشتم بوسه خواستم ؛توانستم دست داشتم آغوش خواستم ؛ توانستم؟ گاهی خواستن توان ندارد زورش به نبودن؛رفتن؛نیست شدنxa0 نمیرسد که نمیرسد.. xa0 xa0 #من چیز زیادی نمیخواستم؛فقط سری که شبها روی سینه اش به خواب رود ؛روزها زود بلند میشد و انقدر دوستت میداشتم که نمیفهمیدم چگونه به پای هم پیر میشدیم#...
ادامه مطلب
رفتــن هــم حــرف عجيبــي اســت شبيــه اشتبــاه آمــدن گفــت بــر مــي گــردم و رفــت و همــه پــل هــاي پشــت ســرش را ويــران کــرد همــه مــي دانستنــد ديگــر بــاز نمــي گــردد امــا بــازگشــت بــي هيــچ پلــي در راه او مســير مخفــي يــادها را مــي دانســت xa0...
ادامه مطلب
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎxa0 ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ. گاهی اوقات... ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﮐسی است ﮐﻪxa0 ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ!...
ادامه مطلب
امروز خم شدم توی آینه و به دختر رنگ پریده ای که روبرویم ایستاده بود و داشت رژلب می زد گفتم: xa0تو یک دختر بیست و چهار ساله ی ترسویی.. نوشتن این جمله زیاد راحت نبود اما راستش را بخواهید من بیشتر زندگی ام را صرف ترسیدن کرده ام..xa0 ترس اینکه نکند بابا شیطنت های کودکانه ام را بفهمد.. نکند مامان بفهمد این ترم درس خواندنم شده رویا پردازی از تو و تمام نت برداریم از نام تو بوده ...و در اخر network + و سیستم عامل رو با ده پاس کردم.. اینکه نکند مامان و بابا طوریشان بشود..( شاید باورتان نشود اما شب ها نصف...
ادامه مطلب
ﻣــﯽ ﮔـﻮیـﻨﺪ: " ﺧﻮﺵ ﺑـﻪ ﺣـﺎﻟـﺖ!�� ﺍﺯ ﻭﻗـﺘـﯽ ﮐـﻪ ﺭﻓـﺘـﻪ ﺣـﺘـﯽ ﺧـﻢ ﺑﻪ ﺍﺑـﺮﻭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﯼ!! " ﻧـﻤـﯽ ﺩﺍﻧﻨـﺪ ﺑـﻌـﻀﯽ ﺩﺭﺩﻫـﺂ ﮐــﻤــﺮ خـﻢ ﻣـﯽ کنند ، ﻧــﻪ ابرو........
ادامه مطلب