:.همیشه در کنار هم می مانیم.:

متن مرتبط با « ای» در سایت :.همیشه در کنار هم می مانیم.: نوشته شده است

اتش و یخ

  • نیلوبلاگ

    اوگاهی با منطوری رفتار میکند انگاراز او دشمن تر در این دنیا برای من نیستگاهی اماانقد لطیف و مهربانه که انگاراز من کسی خوب تر و بهتر در این دنیا وجود ندارد و نخواهد داشتمن استکان تکه تکه شده ای ام که شب و روز در دست اتش و یخ می چرخد + نوشته شده در 31 Jan 2025 ساعت 3:8 PM توسط Nagjomohammad  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مَن

  • نیلوبلاگ

    وسط داد و بیداد و دعوا گفت:"منم"حواسم نبود بپرسم یعنی چی "منم""منم"چیه؟فحش بدو بیراهچیه این "منم"اما وقتی یه بار دیگه گفت "منم"دیگه سکوت نکردداد زد "منم"مََنَمْاینی که داری باهاش می جنگی "منم"دشمن نیست .غریبه نیسترهگذر کوچه و خیابونم نیست"منم"نه شمشیر دستمه نه سنگر گرفتم جلوت نه قرار باهات بجنگمببین دستام بالاست..تسلیممنه از ترس و نه به نا حق بودنمفقط به حرمت عشقی که گاهی تو از یاد میبریشیه وقتایی وقتی سکوت میکنم در برابرتبرای این نیست که حرفی ندارم یا نمیتونم جوابتو بدمفقط حالیمه قرار نیست ...

    ادامه مطلب
  • دل بسپار...

  • نیلوبلاگ

    چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم..ناگهان دل داد زد:  دیوانه!  من می بینمشمهربان ترين قسمتِ زندگيِ هر شخصي؛ زماني ست كه آنكسي را كه دوست دارد، دوستش بدارد!منظورم را ميفهمي؟اينكه كسي باشد كه تو را آنطور كه دلت مي خواهد دوست بدارد..مي شود مهربان ترين قسمتِ زندگيِ تو..نسبت به تمامِ مسائل خوش بين مي شوي....لبخند ميزني..ايده مي دهي...فكرت باز ميشود و حتا ديگر نسبت به مسائلي كه دلت را ميزد واكنش نشان نميدهي!در دوست داشتن، نيروي عجيبي نهفته است. اين را وقتي كه تو را خيلي دوست داشت...

    ادامه مطلب
  • حال زندگیم رو به راه نیست

  • نیلوبلاگ

    قلبم درد میگیرد از تلاش هایی که دلم به پایان شیرینش خوش بوددلم به حال خوب بعد از پیروزینمیدانمنمیدانم چراا هر چه دویدم نشدهرچه سوختم و ساختمفقط میدانم باز هم قلبم درد میکندبغضی گلویم را می فشاردچقدر غمگین است ادمی که حرفهایش را به ماه می زندو ماه فقط نگاه می کند فقط نگاه... + نوشته شده در 28 Dec 2020 ساعت 10:54 PM توسط Nagjomohammad  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دلم گرفته..

  • نیلوبلاگ

    شاید صدای بارونو نشناسم اما صدا پاتو چراا..شاید دیگه هیچی و حس نکنم اما نفس هاتو چراا..اخه هر شب نفسات توی هوامه ..هر جا که میرم اسمت رو لبامشاید که راه خودمو گم بکنم اما راه قلبتو نهدوری هر کیو تحمل میکنم اما دوری تو نهاخه دوریت واسه قلبم خود دردیادت  منو باز دیوونه کردهشاید یه شب بارون شاید یه شب دریادست منو بزار تو دستاتشاید همین فردا ببینمت اروم بگیرم باز..شونه کردم موتو با هر گره که وا شد پیش روم یه را تازه پیدا شدمگه این روزارو بی تو میشه تکرار کرد تو یه خوابی که ازش نمیشه بیدا...

    ادامه مطلب
  • بهار قرن جدید

  • نیلوبلاگ

    دلم حال خوشی نداردحتی سکوتم گوش جهان را کر خواهد کرد...دلم اشوب است...تو باوفاترین و دوست داشتنی ترین موجود زندگیم بیا که به اغوشت نیازدارم...حال دلم فقط بین بازوهایت خوب است...رها که شوم نفس کشیدن دشوار است.. + نوشته شده در 31 Mar 2021 ساعت 1:48 AM توسط Nagjomohammad  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اخ امان از چشمهایم..

  • نیلوبلاگ

    باید برای داشتنت میدویدمزمین میخوردمبلند میشدم و ادامه میدادم.باید برای داشتنت قید زمین و زمانو میزدم.اما خواستم برات بنویسمبرای داشتنت قید خندهایم را زدمیه دختر وقتی چشمهایش نمیخنددیعنی روزگارش خوب ...

    ادامه مطلب
  • بهار من تویی

  • نیلوبلاگ

    روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند..روز و شب دارد...روشنی دارد...تاریکی دارد...کم دارد..بیش دارد..دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود و بهار میاید....

    ادامه مطلب
  • دلتنگتم!

  • نیلوبلاگ

    دل که تنگ استکجا باید رفت...هر کجای این شهر را که قدم برداری "گوشه ای از دلتنگی مرا" خواهی دید....

    ادامه مطلب
  • من میخواستم دوستم داشته باشی؛من همین کار ساده را از تو خواستم؛ توانستی؟توانستم؟

  • نیلوبلاگ

    خواستن همیشه توانستن نیست.. من تو را خواستم ؛توانستم؟ لب داشتم بوسه خواستم ؛توانستم دست داشتم آغوش خواستم ؛ توانستم؟ گاهی خواستن توان ندارد زورش به نبودن؛رفتن؛نیست شدنxa0 نمیرسد که نمیرسد.. xa0 xa0 #من چیز زیادی نمیخواستم؛فقط سری که شبها روی سینه اش به خواب رود ؛روزها زود بلند میشد و انقدر دوستت میداشتم که نمیفهمیدم چگونه به پای هم پیر میشدیم#...

    ادامه مطلب
  • این را منی میگوید که رویاهایم را مردی برده یه جای دور...

  • نیلوبلاگ

    اگر مردی را نیافتی که با رفتنش نابود شوی تمام زنانگیت را باخته ای!...

    ادامه مطلب
  • بارها صدایت میزنم با اینکه میدانم تو صدایم را نمیشنوی..

  • نیلوبلاگ

    من اینجا هر روز پای نیامدن تو را طاقت می آورم بیتاب و بیقرار تو میشوم و خیال تو را قدم میزنم با یاد لبانت لبخند میزنم!...

    ادامه مطلب
  • اهنگش حس حال الان منه..

  • نیلوبلاگ

    هر چه قدر پای این عشق موندیمxa0 ولی آخر عمرمون رفنش به باد #علی_بابا...

    ادامه مطلب
  • غرور یک حرکت ..!

  • نیلوبلاگ

    فوق بی رحمانست! که یک فرد میتواند در برابر ابراز عشق و علاقه دیگران نشان دهد.. اصلا غرور یک جور قاتل روان پریش است! از ان نوع قاتل ها که اولش آدم را تا جا دارد زجر میدهد. و صبر میکند و با وقاحت ، جان دادن طرف را تماشا میکند.. هر بار که جواب ابراز محبتهایت را با یخبندان غرور پاسخ گرفتی،xa0 چمدانت را ببندو برای همیش...

    ادامه مطلب
  • مردن اسان شده..

  • نیلوبلاگ

    مرگها دو دستهاند: مردی که قدم میزند... زنی که حرف نمیزند......

    ادامه مطلب
  • به سراغ من اگر می آیی..پشت هیچستانم

  • نیلوبلاگ

    مهم نیست که بعدا چه اتفاقی میافته مهم اینه که هیچی مثل قبل نمیشه......

    ادامه مطلب
  • وای به حال دنیایی که زنu200cها سرد شوند

  • نیلوبلاگ

    زنها که سرد شوند دنیا سرد میشود همهجا یخ میبندد وای به حال دنیایی که زنهایش به جای دلبری.. دل بِبُرنَد.......

    ادامه مطلب
  • بودن یا نبودن...

  • نیلوبلاگ

    گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن! به رفتن که فکر میکنی،اتفاقی میافتد که منصرف میشوی.... میخواهی بمانی ،رفتاری میبینی که انگار باید بروی.. و این بلاتکلیفی.. خودش کلی "جهنم " است.....

    ادامه مطلب
  • تولدم مبارک...

  • نیلوبلاگ

    چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم..ناگهان دل داد زد: دیوانه! من می بینمشمهربان ترين قسمتِ زندگيِ هر شخصي؛زماني ست كه آنكسي را كه دوست دارد، دوستش بدارد!منظورم را ميفهمي؟اينكه كسي باشد كه تو را آنطور كه دلت مي خواهد دوست بدارد..مي شود مهربان ترين قسمتِ زندگيِ تو..نسبت به تمامِ مسائل خوش بين مي شوي....لبخند ميزني..ايده مي دهي...فكرت باز ميشود و حتا ديگر نسبت به مسائلي كه دلت را ميزد واكنش نشان نميدهي!در دوست داشتن، نيروي عجيبي نهفته است.اين را وقتي كه تو را خيلي دوست داشتم فهميدم!...

    ادامه مطلب
  • امان ...

  • نیلوبلاگ

    شنبه ها، او را می دید. بعد، سه روز، از یکشنبه تا سه شنبه، با خاطرات او زندگی می کرد. پنج شنبه ها، جمعه ها و نصف روزهای شنبه، مشغول برنامه ریزی برای آخر هفته با او می شد.xa0 فقط چهارشنبه بیکار می ماند. نه پیش می رفت و نه پس.xa0 امان از این چهارشنبه ها ... +xa0نوشته شده در xa014 Dec 2016ساعتxa01:51 AMxa0 توسطxa0Nagjomohammadxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب